مجهول
36
خلاصه شرح تعرف ( فارسى )
برخاست و رسم به حاصل ماند ، و تحقيق پيرايه گشت ، و تصديق آرايش گشت ، و دعوى كرد مر اين مذهب را آن كه مر اين مذهب را نشناخت ، [ و خويشتن را با اين مذهب بياراست آن كه وصف اين مذهب ندانست ] « 1 » ، و منكر گشت به فعل مر اين راه را آن كه مقر آمد به زفان كه اين حق است ، [ و پنهان كرد اين را به راستى آن كه ظاهر كرد آن را به بيان و عبارت ] « 2 » ، و اندر آوردند بدين مذهب آن چه نه از وى است ، و به دو منسوب كردند آن چه اندر وى نيست ، و پس چون حق « 3 » اين مذهب را باطل گردانيدند ، و عالم اين مذهب را جاهل خواندند ، و آن كسها كه اهل حقيقت بودند اندر اين مذهب از خلق جدا گشتند و بخيلى كردند به پيدا كردن اين مذهب و عزيز داشتند او را ، [ و آن كس كه وصف دانست كردن خاموش گشت و وصف نكرد از رشك نااهلان ( تا ) از سر خبر نيابند ] « 4 » ، و دلها از اين سخن برميد و تنها از صحبت « 5 » اين طايفه برگشت و اين علم برفت و اهل اين علم برفتند . و بيان اين مذهب و كار كردن بدين مذهب از ميانه برخاست « 6 » . و
--> ( 1 ) - در اين ترجمه از قلم افتاده است از ص 42 شرح تعرف نقل گرديد و عربى آن در متن التعرف ص 20 چنين است : و تحلى به من لم يصفه ( 2 ) - عبارت از قلم افتاده عينا از شرح تعرف ص 42 نقل شده و در متن التعرف ص 20 چنين است : و كتمه به صدقه من اظهره ببيانه ( 3 ) - در اصل نسخه خلق است و نتيجهء خطاى كاتب با توجه به متن عربى : فجعل حقه باطلا و ترجمهء آن در شرح تعرف ص 43 . ( 4 ) - قسمتى كه از متن حاضر فوت شده بود از ص 43 شرح تعرف به داخل قلاب نقل شده و عربى آن در التعرف ص 20 چنين است : و سكت الواصف له غيرة عليه . ( 5 ) - در اصل محنت است و خطا است با توجه به متن عربى و شرح آن . ( 6 ) - در اينجا عبارتى است كه در متن عربى نسخهء مورد استناد وجود دارد ولى ترجمهء آن ، هم از شرح تعرف و هم از كتاب حاضر فوت شده است و نمىتوان گفت در آن نسخهء عربى كه مستملى براى ترجمه و شرح در اختيار داشته نبوده است زيرا مضمون آن را كه افتادن علم در كف جاهلان و گمراهان است شرح كرده و حديثى در اين مورد آورده است . رجوع شود به صفحهء 45 شرح تعرف و متن عربى التعرف ص 20 كه چنين است : فصار الجهال علماء و العلماء اذلاء .